رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان نفس های بی هدف

در این مطلب از سایت رمان کافه ، رمان نفس های بی هدف را اماده کردیم.برای دانلود رمان نفس های بی هدف در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان نفس های بی هدف

دانلود رمان نفس های بی هدف

بخشی از رمان نفس های بی هدف :

رضا از ته قلب آن دخترک را دوست داشت. نمی توانست جمع شدن اشک در چشمان آبی اش را ببیند. دندان هایش را روی هم فشار داد و زیر لب به زمین و زمان لعنت فرستاد.

کف دستش را روی پیشانی ملتهب و داغش گذاشت. انگار کوره ی آجر پزی بود.

_آبجی قربونت برم با من و خودت این کار رو نکن. تموم حرفم اینِ که اون مرد قابل اعتماد نیست. بابا هم اجازه نمیده بهت مطمئن باش!

_چرا نمیذاری واسه یه بارم که شده من لعنتی برای آینده کوفتیم تصمیم بگیرم؟

لیلی دستانش را مشت کرد. به قول خودش از آن گربه ی مکار تنفر داشت. همیشه عقیده داشت پشت چشمان معصومش یک دنیا بدجنسی و حسادت خوابیده است.

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان لعنتی ترین حوالی

دانلود رمان عشق آلوچه ای

دانلود رمان خاطرات تاخته

چانه اش را با ناخن های تازه کاشته شده اش خاراند.

جلو رفت و کنار همسرش ایستاد. نگاه آنالیزگرش را به درسا دوخت.

_ببینش تو رو خدا باز داره گریه میکنه. حس نمی کنی آه و ناله های پوچت بی معنی و الکی شده باشن دختر جون؟ به اون هدفی که توی سرته نخواهی رسید اینو بفهم.

رضا کلافه غرید. :

_لیلی تو دیگه چرا متوجه نمیشی؟

برو تو خونه. نیازی نیست بپری وسط!
با حرص خندید و ادای او را درآورد. :

_خیلیم حق دارم. در مقابل این دختر باید هر کاری انجام داد.

قدمی به جلو برداشت و سرش را بالا گرفت تا درست چهره ی اخم آلود او را ببیند. :_چه دشمنی با من داری؟

چی از جونم می خوای هان؟

جمله ی اخرش را آنقدر بلند گفت که به سرفه افتاد. سرش گیج می رفت.
خیلی زیاد!

رمان نفس های بی هدف بصورت انلاین می باشد.

برای خواندن رمان نفس های بی هدف در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/Youngnovelist

0/5 ( 0 بازدید )

برچسب ها:++++++++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید