رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان قدرت دریای من

در این مطلب از سایت رمان کافه ، رمان قدرت دریای من را آماده کردیم.برای دانلود رمان قدرت دریای من در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان قدرت دریای من

دانلود رمان قدرت دریای من

خلاصه رمان قدرت دریای من:

دختری از طبقه ی عام جامعه به اسم ستایش،کسی که با غرورو قدرتش مثل یه طوفان هر چی سر راهش باشرو ویران میکنه و وسعت استعدادش تو نگاه های خاص میشینه وعطش مبارزه رو توی اونا زنده میکنه.

دختری که گاه شیطنتش دیگران و غرق لذت و گاه جدیتش همرو مسخ توانائیش میکنه.ستایشی که با شجاعت و پاک بودنش گیتاریست قابلی میشه ،کم کم از طبقه ی عام فاصله میگیره و می شه ستایشی که لایق ستایشه وبس.

ستایشی که همیشه میخواست بزرگ بشه ، یه روز انقدر بزرگ میشه که قلبای سخت و نفوذ ناپذیرو شیفته ی خودش می کنه اما میون اونا نگاه عصیانگر ستایش بیشتر رو مردی اثر میزاره که استاد غرورو خشونته ، فردی که خاصه و با نگاه سردو یخیش ته مانده های گرما و احساسو نابود میکنه وفقط سرما میبخشه!شاید سرمای این نگاه و گرمای وجود دختری از جنس دریا ذره ذره از بین ببره….

کسیکه از بزرگترین استادان گیتاریسته، فردی که ستایشو به دنیای مشهور بودن وارد میکنه و خودش تو دریای سادگی این دختر غرق میشه …

شاید ستایش تنها کسی باشه که نمیتونه در برابرش سرد باشه….بقیشو باید خودتون بخونید.

 

پارت اول رمان قدرت دریای من:

تو اوج خواب بودم که احساس کردم چیزی نـ ـوازشگونه روی صورتم کشیده میشه از حالت بیدار کردنش فهمیدم سعیده.

بیدار شده بودم اما چشامو باز نکردم یه حس آرامشی بهم دست می دادبا نـ ـوازشاش.یه لحظه به این فکر کردم که خوش به حال زنش من که خواهرشم اینطوری آروم میشم وای به حال اون.

از فکر خودم لبخند محوی زدم اما زود جمعش کردم نباید میفهمید من بیدار شدم باز میخواستم بخوابم که گونشو به گونم چـ ـسبوندو گفت:

جوجوی من چطوره؟

اه اعصابم خورد شد نشد یه بار مثل آدم خودمو به خواب بزنم به حالت التماس گفتم:سعید فقط یه کم دیگه بخوابم!گونمو بـ ـوسیدو گفت:

نمیشه جوجو ارمغان زنگ زد گفت تا نیم ساعت دیگه میاد دنبالت برین کلاس.چشامو کامل باز کردم و به چشای خوشرنگش دوختم.

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان پروانگی یک پروانه

دانلود رمان خاکستری نگاهت

دانلود رمان عشق یا نفرت

دانلود رمان تعبیر من از عشق

دانلود رمان عشق بی رحم به قلم رز آبی

رنگ چشماش به چشای مامان رفته بودبرعکس من که چشمام آبی بود وبه پدر جان رفته بودم!وای که من عاشق چهره ی جذاب ومهربونش بودم البته مهربون فقط در برابر من وگرنه از نظر بقیه ی دخترا کمی تا حدودی مغرور و از خود متشکر جلوه میکرد! با صداش منو متوجه خودش کرد
چاشنی اخم شیرینی گفت:

هی خانوم خوردی منو ، دستام ُ دور گردنش حلقه کردم و با حالت بچگونه ای گفتم : نموخوام، امروز پیش تو میمونم من ..هیچ جایی نمیرم
سعید_ اینجوری هدفت واست مهمه جوجو؟

خوب میدونست من رو این هدفم تعصب دارم در واقع اگه میگفت بمونم نمیموندم سعید برای من خیلی مهم بود مهم تر از همه چیز ولی خب دو ساعت کلاس که بیشتر نبود !

_چون میدونم نمیذاری نرم گفتم ولی من بدجوری دلم برات تنگ شده برادر!
سعید_ جوجو دو ساعت بیشتر کلاس نداری میری و میای دیگه منم باید یه سر برم شرکت یه ساعت و نیمه برگشتم!
_نمیخوام سعید اذیت نکن همش این روزا شرکتی،اصلا من تورو نمی بینم شبام
دیر میای که خوابم میبره !

سعید_خوب من تازه شرکت زدم ،فرزادم دست تنهاس باید شرکت و سرو پا کنیم یا نه؟
_خوب چی میشه منم ببری؟
سعید_باشه عزیزم یه روز میبرمت ببینی خوبه؟
_اوهوم!

سعید_خوب حالا پاشو الان ارمغان میاد دنبالت.
_اومدم باید ببریم بیرونا!
_دماغمو کشیدو گفت چشم دیگه؟

 

رمان قدرت دریای من بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن رمان قدرت دریای من در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEKN-C14J11n9_0vZg

2.4/5 ( 5 بازدید )

برچسب ها:++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید