رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان رئیس مغرور من

در این مطلب از رمان کافه ، رمان رئیس مغرور من را آماده کردیم . برای دانلود رمان رئیس مغرور من به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان رئیس مغرور من

دانلود رمان رئیس مغرور من

پارت اول رمان رئیس مغرور من :

کنار خیابون ایستاده بودم از شدت استرس ناخونام رو میجویدم
ساعت دوازده شب بود و خیابون خلوت کمتر ماشینی رد میشد با مانتو کوتاهی که تنم بود و آرایش غلیظ و جلف روی صورتم هر کسی رد میشد قطعا فکر میکرد یه دختر خراب و هرزه ام!

لعنت بهت پریا که من و مجبور کردی این وقت شب به اون مهمونی لعنتی برم تا خودم و برای یه شب اجاره بدم و پول عمل مادرم جور بشه و خواهر و برادر گرسنه ام رو سیر کنم اما نتونستم از نجابت و دخترانگیم و بگذرم …..

با ایستادن ماشین مدل بالای مشکی رنگی کنار پام که حتی اسمش رو نمیدونستم سرم و بلند کردم که شیشه ماشین پایین اومد و صدای سرد و خشدار مردونه ای بلند شد:
_سوار شو …

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان حاکم فرشته تات شهدوست

با تعجب نگاهی به اطراف انداختم وقتی مطمئن شدم کسی جز من نیست ابرویی بالا انداختم و دست به سینه شدم طلبکار گفتم:

_با منی؟!

با صدای خماری گفت:

_آره

با شنیدن حرفش داغ کردم و داد زدم:

_گمشو مرتیکه ی مست فکر کردی من از اون هرزه های خراب خیابونیم که میگی بیا بالا مگه خودت ناموس نداری مرتیکه اگه مردی بیا پایین حسابت و برسم!

با باز شدن در ماشین رسما فاتحه ام رو خوندم عجب غلطی کردم گفتم بیا پایین
با دیدن پسر جذاب و خوشتیپ روبروم که چهره ی مردونه و جذابی داشت هیکل ورزشکاری قد بلند و صورت زیبا و خشنی ک تو نگاه اول جذبش میشدی برای یه لحظه ماتم برد

با دیدنش که تلو تلو خوران به سمتم میومد فهمیدم خیلی مست دعوا و بحث با آدم مست هم که فقط به ضرر خودم بود تا اومدم فلنگ رو ببندم دستم و گرفت و…..

برای دریافت جلد اول رمان رئیس مغرور من روی دکمه پرداخت زیر کلیک کنید.

بعد از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت خواهید شد.

3.8/5 ( 63 بازدید )

برچسب ها:++++++++++++++++++++

بازخورد و سوالات(72 دیدگاه)

  1. میکائیل گفت:

    خواهشا کل رمان رئیس مغرور من را همینجا بگذارید ممنون میشم

  2. مستانه گفت:

    اه چرا زجر میدین من میخام تمومش کنم

  3. خاطره گفت:

    سلام دقیقا کی تموم میشه

  4. دنیل گفت:

    سلام لطفا تا اونجا که تمومه رو بزارید

  5. فاطمه گفت:

    من نمیتونم عضوش شم چرا
    مینوسه یک تبلیغ مسدود شد

  6. R گفت:

    اه این چرا اینجوریه کی تموم میشه

  7. R گفت:

    این چرا اینجوریه کی تموم میشه

  8. پریا گفت:

    چرا همه پارت هارو در کانال نمیزارید

  9. پریا گفت:

    چرا همه پارت هارو در کانال نمیزارید ؟؟

  10. مهدین گفت:

    بده ب این دلیل که خیلی معطلمون میکنه تا بقیش بیاد

  11. ف🌸ق گفت:

    مگه تایپ کردن چقدر طول میکشه
    زودتر بذارید دیگه
    اعصابه ادم خورد میشه هی یه ذره یه ذره میذارید
    ممنون میشیم سریع تر تایپ کنید

  12. رها گفت:

    چرا انقد پارت های داستان هر دفعه کوتاهتر میشه، فک کنم کم کم به ۳ خط برسه

  13. ... گفت:

    سلام خیلی عالیه ولی بهتر نبود اول قشنگ رمان رو از اول تموم می‌کردیم بعد منتشر مکیردین😐عذرمیخوام ولی دهنمون سرویس شد انقد منتظر موندیم.
    واقعا خسته نباشید.

  14. ha.dis_hc گفت:

    سلام میشه لطفا ایدی کانال را بدید

  15. ن. ب گفت:

    واقعا انتظار خیلی خسته کننده س آدمو عصبی میکنه کلی باید انتظار بکشیم تا فقط یه صفحه برا یه کل روز بذارن، لطفا به نظرات توجه کنین و کمی سریع تر تایپ کنین، ممنونم

  16. حنا گفت:

    وااای خیلی دیر پارت میزارید اه زود تمونش کنید منتظریم

  17. شیرین گفت:

    بابا من خیلی وقته تو کانالش عضوم کل قسمت هارو تو یک روز خوندم اومدم گوگل کاملشو بگیرم دیدم نیست بخدا پدرم در اومد انقدر منتظر موندم خو یکم سریع تر بفرستید دیگههههههه

  18. Imani گفت:

    وااای لطفا یکم بیشتر متن بزارین من ک عاشقش شدم الان تمام فک ذکر من شده این رمان

  19. سحر گفت:

    کل شب رو بیدار موند تا ببینم چه بلایی سر طرلان میاد اما دیدم بقیه ش نیس😐

  20. پویا گفت:

    سلام دوست عزیز.لطفا تمام پارت ها رو تو کانال تلگرام پشت سر هم بذارید که بتونیم راحتتر بخونیم.ممنون

  21. aram گفت:

    لینک تلگرامشو بذارین اینی که گذاشتین نداشت رمانو

  22. Ykh گفت:

    چرا پارت جدید رو نمیزارین؟؟ دیشب هم نزاشتین امروز هم نزاشتین
    خب بزارین ببینیم چیه دیگ😐

  23. Ykh گفت:

    چرا پارت جدید رو نمیزارین؟؟ دیشب هم نزاشتین امروز هم نزاشتین
    خب بزارین ببینیم چیه دیگ

  24. ashley گفت:

    خیلی اعصابم خورد میشه من تو کانال عضوم و لحظه شماری میکنم واسه رمان لطفننن سریع تر پارتارو بزارین

  25. thxd گفت:

    بعد اینکه رمان کامل رمان رو توی ساید میزارید؟؟؟؟

  26. thxd گفت:

    بعد اینکه رمان کامل رمان رو توی ساید میزارید؟؟؟؟چند پارته؟؟؟؟؟؟؟

  27. thxd گفت:

    بعد اینکه رمان کامل شد رمان رو توی ساید میزارید؟؟؟؟چند پارته؟؟؟؟؟؟؟

  28. معصومه گفت:

    به نظرم نویسنده اش روانی هست که اینقدر یک دختر رو اذیت و داغون می کنه. می تونست خیلی داستان قشنگ تری باشه

  29. معصومه گفت:

    چرا اینقدر این داستان غم انگیز هست. خواهشن زودتر همش رو بزارید خل شدیم

  30. مهلا گفت:

    نمیشه حداقل بگید چه بلایی سر طرلان میاد ؟؟؟

  31. ساحل گفت:

    خواهشم اینه همین پارت هایی که تو کانال میذارید رو همین جا بذارید

  32. مردی ازجنوب گفت:

    رمانی که هنوز داره نوشته میشه ولی پخش میشه یعنی چی ؟ یعنی نویسنده هر طور دلش خواست وسط قصه یه چیزی به داستان اضافه یا کم کنه و مثل این سریالهای ابکی هندی جم با دو تا جمله ابکی اون رو کش بده . جالبه همون موقع که طرلان طلاق میگیره و از خونه بیرون میره باید تصادف کنه و همون موقع هم خانواده همه با هم به بیگناهی اون پی ببرن؟ از فیلم هندی گذشته این نوع داستان نویسی ، هر چند علاف کردن مردم با داستانهایی با تم — تنها هنر این رمان هستش — خشن ؟؟ و تمکین کردن خشن ؟؟ یعنی چی اصلا این حرفها ؟؟ یه تطابقی با داستانی مثل الیورتویست ، بینوایان ،اسکارلت یا حتی سینوهه که کمی تم —– داره انجام بدید تا متوجه فرق رمان با این اشعار بشوید.خسته بمانید

  33. کیمی گفت:

    واقعا این چ وضعشه ؟؟؟؟؟ انقد دیر میزارید پارت ها رو قبلیش فراموش میشه.اه

  34. فاطی گفت:

    پارت۱۶روکی میزارید

  35. Zeinab گفت:

    سلام رمانتون عالیه فقط این که اگه میشه روزی سه پارت تو کانال بزارید اخه ایجوری قاطی میکنیم 😐.
    ممنون 😬🎀

  36. ♤◇mehran◇♧ گفت:

    اقایه ادمین میخوام بودنم این رمان واقعیت داره؟

  37. ♤◇mehran◇♧ گفت:

    خب اگ میدونستم ازت نپرسیدم!؟😐

  38. ♤◇mehran◇♧ گفت:

    یعنی الان شما داری با فکر خودتون اینو رمانو درست میکنن و هیچکسی ب اسم طرلان و اریا داستانشون واقعیت نداشته درسته؟

  39. mhds گفت:

    هر شب یه پارت خیلی کمه و آدم باید کلی انتظار بکشه
    در ضمن نوعی توهین به زنان صورت میگیره چون آریا هر کاری که دلش بخواد میتونه انجام بده تیپ جذاب بزنه خیانت کنه اما طرلان نه حتی وقتی که به زنش تهمت زد که خیانت کرده کلی کتکش زد و تحقیرش کرد ولی وقتی زنش به حق و به درستی فهمید که شوهرش وارد داستان کثیفی شده آریا ازش انتظار داشت که خیلی راحت اونو ببخشه

  40. راها۸۲ گفت:

    سلام کامل تایپ نشده هنوز؟اگه لینگ کانال روبیکا رو دارید بزارید لطفا من عضوم از پارت ۳۸ رفته ۷۲ ممنون میشم.

  41. PARSA گفت:

    هرکاری میکنم وارد کانالتون نمیشه چیکار باید بکنم؟؟؟

  42. لیلا گفت:

    سلام. ببخشید آی دی کانال چی هست واسه خوندن این رمان؟

  43. دخی گفت:

    ادرس کانالشو میشه بزاریرید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید