رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

دانلود رمان دیوانه تر از مجنون

در این مطلب از سایت رمان کافه ، رمان دیوانه تر از مجنون را آماده کردیم.برای دانلود رمان دیوانه تر از مجنون به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دانلود رمان دیوانه تر از مجنون

دانلود رمان دیوانه تر از مجنون

بخشی از رمان دیوانه تر از مجنون :

ﻣﻌﻠﻤﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدن ﺑﺒﺮﻧﻤﻮن ﮔﺮدش.
ﺑﺎ رای اﮐﺜﺮﯾﺖ ﮐﻮه ﺳﻨﮕﯽ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺷﺪ.
ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻧﻤﺎی ﺑﺎ ﮐﻼس رو ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎی اول اﺗﻮﺑﻮس ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮدﯾﻢ.
وﻟﯽ ﻧﺎﺟﻮر ﮐﺮم ﺗﻮ ﺟﻮن ﻫﻤﻪ ﻣﻮن ﭘﯿﭻ و ﺗﺎب ﻣﯿﺨﻮرد.
ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺎ آرﻧﺞ زد ﺗﻮ ﭘﻬﻠﻮم و ﻏﺮﻏﺮ ﮐﺮد:
۶ _ﭼﺮا ﻣﺜﻞ ﭘﯿﺮزﻧﺎی ؟ ۰ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ آﺧﻪ

اﻧﮕﺎر ﺣﺮف دل ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻧﻮ زد ﮐﻪ دﺳﺖ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﯾﻢ.
آﺳﺘﯿﻨﺎی ﺗﻨﮓ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮﻧﻮ ﺑﺎﻻ دادﯾﻢ و ﻣﺜﻞ ﮔﻨﺪه ﻻﺗﺎی ﯾﻪ ﻣﺤﻠﻪ رﻓﺘﯿﻢ آﺧﺮ اﺗﻮﺑﻮس.
ﻫﺮﮐﯽ رو ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎی آﺧﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد رو ﺑﺎ ﺗﯿﭗ ﭘﺎ و اردﻧﮕﯽ ﺑﻠﻨﺪش ﮐﺮدﯾﻢ.
ﻫﻤﻪ ﺟﯿﻎ و دادﺷﻮن دراوﻣﺪه ﺑﻮد و ﻣﻌﻠﻤﺎ ﻫﯽ اﺧﻄﺎر ﻣﯿﺪادن.
وﻟﯽ ﺧﺐ رو ﻣﺎ ﮐﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﺪاﺷﺖ.
. ﺧﻮدﺷﻮﻧﻮ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻣﯿﺪوﻧﺴﺘﻦ ﻣﺎ اﮔﻪ ﮐﺮﻣﻤﻮن ﺗﺨﻠﯿﻪ ﻧﺸﻪ
ﺑﺎ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺧﻨﺪﯾﺪم و وﺳﻂ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
. ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺑﺨﻮﻧﯿﻢ ، ﭼﯿﺰی ﻧﯿﺴﺖ ﺻﺪا ﺑﺪه ، ﺑﺸﮑﻪ ای ، ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ای ، _دارﯾﻪ ﺗﻨﺒﮑﯽ
رﻫﺎ از ﮐﯿﻔﺶ ﻇﺮف اﺳﺘﯿﻞ ﻏﺬاﺷﻮ درآورد و داد ﺑﻬﻢ.
. ﺣﺪاﻗﻞ ﺻﺪا رو ﻣﯿﺪه ، _اﯾﻦ ﺑﺪک ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻨﺪﯾﺪم و دﺳﺘﻤﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎر روش ﮐﺸﯿﺪم.

_ﺑﺮﯾﻢ؟
_ﻋﻠﯽ ﯾﺎرت.
روی ﺳﻄﻞ رﯾﺘﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﻫﺪﯾﻪ و ﺷﯿﻼ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺑﺸﮑﻦ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﮐﺮدن.
_اﻗﺪس ﺧﺎﻧﻮم ﯾﮏ ﺳﺒﺪ اﻧﮕﻮر رو ﺳﺮش داﺷﺖ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ اوﻣﺪ ﺟﺴﺖ زد و ﯾﮏ ﺧﻮﺷﻪ ﺷﻮ ﺑﺮداﺷﺖ
اﻗﺪس ﺗﻠﻔﻦ ﮐﺮد ﺑﻪ ﻋﺒﺎس ﻋﺒﺎس ﺗﻮی دﻋﻮاس
ﺷﯿﻼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﯾﺎﺷﺎر و راﻧﻨﺪه ﺷﺮوع ﮐﺮد رﻗﺼﯿﺪن.
_ﻋﺒﺎس ﺳﻮار ﮐﺎدﯾﻼک ﭘﺪرش ﺷﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺳﻮار ﯾﺪوﻧﻪ ﻧﺮه ﺧﺮش ﺷﺪ
ﻣﻦ ﻣﯿﺰدم و ﻣﯿﺨﻮﻧﺪم و ﺷﯿﻼ ﻣﯽ رﻗﺼﯿﺪ و ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺑﺸﮑﻦ و دﺳﺖ ﮔﺮﻣﺶ ﻣﯽ ﮐﺮدن.
اﻧﻘﺪر زدﯾﻢ و ﺧﻮﻧﺪﯾﻢ و رﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﻪ ﮐﻮه ﺳﻨﮕﯽ رﺳﯿﺪﯾﻢ.

این رمان بصورت انلاین می باشد.

برای خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

https://t.me/joinchat/AAAAAEMDRAhED-14pYVHXg

 

رمان های پیشنهای :

دانلود رمان تب از پگاه رستمی

دانلود رمان رئیس مغرور من

3.4/5 - (5 امتیاز)

برچسب ها:++++++++

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *