رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان ازدواج اجباری

در این مطلب از رمان کافه ، رمان ازدواج اجباری را آماده کردیم.برای دانلود رمان ازدواج اجباری به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان ازدواج اجباری

دانلود رمان ازدواج اجباری

بخشی از رمان ازدواج اجباری :

_آقا تو رو خدا رحم کنید!پولتون رو پس میدم.
با پوزخند به بابام خیره شده بودم البته اگه میشد اسمش رو میشد گذاشت بابا یه معتاد بود که کارش قمار و مواد کشیدن بود مادر بدبختم بخاطر کتک هاش مرد.

عین سگ داشت کتک میخورد.بیخیال با لذت به کتک خوردنش خیره شده بودم که نگاهش بهم افتاد با دیدنم با صدای خمارش گفت:
_دخترم!به دادم برس.

بدون توجه به حرفش خواستم برم از خونه بیرون که صدای مرد بلند شد:
_دخترته؟!

_آره آقا.!

رمان های پیشنهادی :

نگاهم و به مرد مسن روبروم دوختم که با پوزخند نگاه خریدارانه ای به هیکلم انداخت و رو به پدرم گفت:
_دخترت رو بجای طلبم میبرم!

با عصبانیت بهش خیره شدم چی داشت میگفت این مرتیکه من رو بجای طلبش ببره مگه وسیله بودم!

صدای شاد بابا باعث شد شکه و بهت زده بهش خیره بشم.

_آره آقا این دختر کنیزتون میشه.

_کنیز نمیخوام زیرخواب پسرم میشه و براش یه وارث بدنیامیاره.

بابهت و چشمهای اشکی بهشون خیره شده بودم چی داشتن میگفتن مگه من کالا بودم که من رو برای پسرش میخواست به جای پول ببره.

با گریه داد زدم:
_چی دارید میگید ؟!من جایی نمیام.

با نفرت رو به مرد مسن داد زدم:
_من هیچ جانمیام گمشو از اینجا.

به سمتم اومد چونم رو توی دستهاش گرفت و نگاهی بهم انداخت و گفت؛
_خفه شو!تو همسر پسر من میشی وگرنه پدرت رو جلوی چشمهات تیکه تیکه میکنم خود تو رو هم زیرخواب نگهبانام میکنم فهمیدی؟!

با ترس بهش خیره شده بودم که…

رمان ازدواج اجباری بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن رمان ازدواج اجباری در کانال زیر عضو شوبد.

https://t.me/doki_love

4.2/5 ( 21 بازدید )

برچسب ها:+++++++++++

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید