رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان بهشت کلوچه ای من

در این مطلب از رمان کافه ، رمان بهشت کلوچه ای من را آماده کردیم.برای دانلود رمان بهشت کلوچه ای من به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان بهشت کلوچه ای من

دانلود رمان بهشت کلوچه ای من

بخشی از رمان بهشت کلوچه ای من :

یک ساعت بعد که ساعت کاری به پایان رسید، تک تک کارمندا بعد از خداحافظی رفتند. آیلین از اتاقش بیرون اومد که چشمش به من افتاد.

-تو کجا بودی یه ساعت پیش؟! پشت میزت نبودی؟! گفتیم شاید پیش برسام باشی اما اونجام نبودی!

خودمو برای این سوال آماده کرده بودم‌. بنابراین بدون اینکه خونسردیمو از دست بدم خیلی راحت گفتم:

-راستش یهویی دل درد و شدم و وضعیت قرمز! هیچی همرام نداشتم! دیگه سریع رفتم داروخونه ی سر خیابون یه نوار بهداشتی خریدم.

دستشو رو شونم گذاشت و با دلسوزی همیشگیش گفت:

رمان های پیشنهادی :

-الان بهتری؟! درد نداری دیگه؟! رفتیم خونه کیسه آب گرم بهت می دم.

باید عذاب وجدان می گرفتم به خاطر این همه مهربونیش؟! شاید باید می گرفتم اما حسم به برسام خیلی بیشتر از عذاب وجدان بود. برسام خشک و مغرور که حتی زنشو آدم حساب نمی کرد، الان عاشق و شیفته ی من شده بود و این کم چیزی نبود.

سعی کردم بی خیال افکار در هم برهم ذهنم بشم و با لبخندی گفتم:

-نه نمی خواد‌. مسکن خوردم. بریم خونه تا موقع شام استراحت می کنم بهتر میشم.

-حتما همینطوره عزیزم!

در همین حین، برسام و بردیا هم از اتاقاشون بیرون اومدند. با دیدن قد و قامت برسام دلم ضعف رفت. اصلا برام مهم نبود اونی که باید به چشمم می اومد نامزدم بردیاست.

رمان بهشت کلوچه ای من بدلیل وجود صحنه های نامناسب و غیر اخلاقی در سایت قرار نمی گیرد.

3.8/5 ( 10 بازدید )

برچسب ها:+++++++++++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید