رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان زاده ی خون

در این مطلب از سایت رمان کافه ، رمان زاده ی خون را آماده کردیم.برای دانلود رمان زاده ی خون به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان زاده ی خون

دانلود رمان زاده ی خون

بخشی از رمان زاده ی خون :

_تنهام نزار…خواهش میکنم..بامن بمون. برگردم پیشم.برگرد پیشم…

با ناامیدی و اندوه بار دیگر لب های سرد و بی حسش رابوسید و زمزمه کرد:

_خواهش میکنم برگردپیشم.تنهام نزار.

بار دیگر با چشمان تار از اشک به صورت بی رنگش نگاه کردکه با دیدن لرزش پلک هایش نفس دختر درسینه حبس شد.

گویی جان دوباره ای به او بخشیده باشند.ناخوداگاه و از روی غریزه ای پنهان به سمت مرد خم شد و لب های سرما زده اش را بوسید.

چیزی از اعماق وجودش او را به سمت بوسیدنش سوق میداد. زیرلب تکرار کرد:

_برگرد پیشم.

وبوسه ای دیگر.شاید لرزیدن پلک های مرد را توهم پنداشته باشد اما فشاری که به دست های متصلشان ازسوی مرد وارد شد چیزی ورای تصوراتش بود.

لبخندش با اشک های از سر شوقش تناقصی زیبا داشت.

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان دختری که من باشم

دانلود رمان طوفان از جنس آرامش

دانلود رمان ممنوعه بودی برام

دانلود رمان اگرچه اجبار بود

_تنهام نزار…خواهش میکنم.من هنوز نتونستم طعم داشتنتو بچشم اجازه نده که عذاب از دست دادنتو تحمل کنم.بدون تو نمیتونم.

فشار دوباره ای که مرد به دستش وارد کرد برایش از جانی دوباره شیرین تربود.

اما هنوز شیرینی بازگشت جفتش به زندگی به جانش ننشسته بود که باشنیدن سر و صدایی به پشت سرش نگاه کرد و با دیدن مردانی سفید پوش در میان برف ها که به سرعت به سمت آنها می آمدند کوبش قلبش چند برابرشد و ترس عظیمی وجودش را دربرگرفت.

ترس نه برای خودش،بلکه برای مرد نیمه جان کنارش.

با دستانی لرزان خنجر را بلندکرد و ایستاد.مهم نبود چه اتفاقی بیفتد به ازای جانش هم از جفتش محافظت میکرد.

اما هرچه بعداز ان اتفاق افتاد چنان سریع بود که قدرت هرعکس العملی را از او میگرفت؛فقط لحظات اخر قبل از اینکه دستانش توسط دو تن از مردان مهار شود توانست که بازوی یک تن ازانهارا زخمی کند.

بعداز مهارشدن دستانش افرادی را دیدکه به سمت مرد نیمه جان رفتند.

با فریاد ازانها خواست که از او فاصله بگیرند.

رمان زاده ی خون بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن رمان زاده ی خون در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEx_ev-uMnISzlbeHQ

3.3/5 ( 3 بازدید )

برچسب ها:+++++++++++

بازخورد و سوالات(11 دیدگاه)

  1. R.m گفت:

    سلام.چرا نمیشه ادامه رمان رو خوند

  2. Fatima گفت:

    سلام. چرا وقتی رمان رو تو کانال سرچ میکنم نمیاره!؟

  3. Zzz گفت:

    سلام میرم داخل کانال میگه متاسفانه این گفتگو وجود نداره لینکو عوض کردن

  4. Zzz گفت:

    مینویسه این گفتگو وجود ندارد لطفا لینک کانال رمانو بزارین این لینک مال خیلی وقته الان فکنم عوض کردنش

  5. افسون گفت:

    ببخشید من داخل کانال میرم میگه این درخاست مسدود شد چرا ؟

  6. افسون گفت:

    سلام هرچی داخل کانالو میگردم این این رمان نیست
    ممکنه با ی اسم دیگه تو کانال باشه لطفا اگه هست اسمشو بگین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید