در این پست رمان آس کور را آماده کردیم. برای دانلود رمان آس کور از هانیه کریمی در ادامه پست همراه ما باشید.

خلاصه رمان آس کور
حاکمی از آن ما شد، حکم را دل میکنیم
عقل،حکمش را نداند، حکم با دل میکنیم
حکم، دل، یعنی در این بازی حکومت با دل است
هر چه غیر از دل، اگر چه آس! باطل میکنیم
بخشی از رمان آس کور
همه در رفت و آمد بودند جز حامی که لحظهای از مقابل در اتاق سراب کنده نمیشد.
چند باری در طول روز به هوش آمده بود اما به حدی دوز داروها بالا بودند که فقط چند دقیقه گیج و منگ به اطراف نگاه میکرد و باز چشمشان بسته میشدند.
تنها نگرانی پزشک اختلال در عملکرد حافظهاش بود و احتمال میداد عوارض داروها جایی از مغزش را نشانه رفته باشند.
به درخواست بردیا قرار شد تا قطعی شدن موضوع در این مورد هیچ صحبتی با هیچکس نکنند.
لپمههای شب بود و به جز حامی و بردیا کسی در بیمارستان نبود. همه برای استراحت و مهماننوازی از پاشا رفتند و بردیا نگران از شرایط سراب، کنارشان ماند.
— من میرم به قهوه بگیرم، چیزی میخوای؟
حامی نگاه به خوننشسته و خمار از بیخوابیاش را به بردیا دوخت و بیجان سر تکان داد.
برای دانلود رمان آس کور روی لینک پرداخت زیر کلیک کنید.
بعد از پرداخت به صفحه دانلود هدایت خواهید شد.









دیدگاهتان را بنویسید