در این پست رمان دکتر هات من را آماده کردیم. این رمان بصوت فایل PDF می باشد.برای دانلود رمان دکتر هات من در ادامه مطلب همراه ما باشید.

بخشی از رمان دکتر هات من
نیشخندی زد و موهاشو مرتب کرد و گفت:
ببین من با بقیه کاری ندارم؛ کاری کن تنها فقط خودتو هدف میگیرم!
فقط خودت قربانیه کاراتی!
لیاقت اینو هم نداری که دوکلام باهات حرف بزنم؛ من احمقم که میام پیش تو حرف میزنم.
پوزخندی زد و گفت:
خودت خواستی اینطوری بهتسوءت خودت.
با حرص گفتم:
رو بابا
با همون پوزخند چندتن و حرص درآورد گفت:
میتونی بری!
یک راست رفتم به سمت اتاق مامان و درو باز کردم.
خیلی آروم خوابیده بود.
لبخندی زدم و درو بستم و به طرف آشپزخونه رفتم.
بچهها با لبخند نگاهم میکردن و همه تبریک میگفتن.
چایی ریختم که یکی از بچهها صدام زد.
برگشتم بابا بود.
یه دسته گل بزرگ خوشگل دستش بود و چند تا جعبه شیرینی.









دیدگاهتان را بنویسید