در این پست رمان شیطان یاغی را آماده کردیم.برای دانلود رمان شیطان یاغی از ریحانه نیاکام در ادامه مطلب همراه ما باشید.

خلاصه رمان شیطان یاغی
من یاغـــــــی ام…!!!
من گرگی هستم که می درم و پاره می کنم.
خوی وحشی و یاغی من، تو را آتش می زند.
می سوزانم و تو را خاکستر می کنم…
واهمه ای از مرگ ندارم.
من شیطانی با روحی سیاه و دستانی که برایش به کشتن هیچ سختی ندارد.
من همان یاغی هستم که روی زخم هایت نمک می پاشم تا زجر کشت کنم…!
من یک شیطانم…!
یک شیطان یاغی…!!!
بخشی از رمان شیطان یاغی
ملیحه چشم بست.
حسهای مختلف افسوس را درک میکرد.
حق داشت که حس میکرد توی این خانه به این بزرگی گرده مرده ریخته. هیچ خبری از پاشا و دوقلوهاش نیست…
او سالها پیش تمام اینها را تجربه کرد که بعد از خبر…
فوت برادرش و این تعقیب و گریزها، آواره شد…!
دست روی شانه دخترک گذاشت.
میدونم روزای سختیه ولی میگذره….. فقط تو امیدت اول به خدا بعدش به پاشا باشه… افسوس تو رو خدا حالت بد نشه..!!
دخترک با چشمانی یخ زده نگاهش به بیرون بود.
کاش پاشا بیاید…
حداقل او که بود میتوانست نبود بچههایش را تحمل کند….!
حالم بد نیست عمه فقط… دلم تنگه و چشمهام منتظرن….!!
برای دانلود رمان شیطان یاغی روی دکمه پرداخت زیر کلیک کنید









دیدگاهتان را بنویسید