در این پست رمان شمس القمر را آماده کردیم.برای دانلود رمان شمس القمر در ادامه پست همراه ما باشید.

خلاصه رمان شمس القمر
روایتگر دختری محکم است که کهولت سن پدرش باعث آلزایمر خفیف او میشود و قمرالملوک اختیار دار تام میشود اما با کمبود بودجه مواجه میشن که همین باعث میشود رقیب های قدر برای سهام کارخانه دندان تیز کنند در این میان پای مهمانی ناخوانده به عمارت و کارخانه باز میشود که…
بخشی از صفحه اول رمان شمس القمر
از ماشین پیاده شدم و سری برای محمود خان “نگهبان” تکون دادم و وارد فضای بی سر و صدای کارخونه شدم.
علی رضا “استیار” بابا بود که در زمان نبود میبایست گزارشات رو تحویل من میداد. برای همین همین دیگام وارد دفتر شد تا زمانی که روی صندلی نشستم. برای سفر شیشو چنتو هر روز به میهمدی نداده بودم، لب از لب باز نکرده بود.
خرت و پرت های روی میزم رو مرتب کردم. پرونده های مهم رو گذاشتم کنار تا زمانی که علیرضا از اتاق خارج بشه بعد به سرجاش برگردونم. در اتاق که زده شد با تعجب گفتم که مهدی با آرومی داخل اومد و کنارم روی صندلی نشست. تمام این مدت علیرضا گوشه ای ایستاده بود با اخم کمرنگی زمین رو نگاه میکرد.
ـ گزارش!
سرش رو بالا آورد و از توی دستش گزارشات امروز رو داد.
ـ نیم ساعت دیگه با وکیل عنایت خان جلسه داریم! ساعت دوازده هم با جناب بهمن قرار داریم. ساعت یک و نیم هم باید برای بازرسی جنب ها بریم.
فنجون خالی کاپوچینو تموم شدم رو روی میز گذاشتم. نفسی گرفتم و به حرف اومدم.
ـ میتونی بری!
برای دانلود رمان شمس القمر روی دکمه پرداخت زیر کلیک کنید









دیدگاهتان را بنویسید