رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

انجمن رمان نویسی

دانلود رمان گرداب

در این مطلب از رمان کافه ، رمان گرداب را آماده کردیم.برای دانلود رمان گرداب به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان گرداب

دانلود رمان گرداب

خلاصه رمان گرداب :

سوگل، دختری تنها و بی نهایت ساده و مهربونه که بخاطره همین صاف و ساده بودنش اسیر میشه..
اسیر ادمایی که هیچ بویی از انسانیت نبردن و با تهدید و زور اونو مجبور به کاری میکنن که هیچکس تا حالا از پسش برنیومده..
اونو به خونه ی پسری میفرستن که شرایط زندگی ازش یه گرگ بی رحم و درنده ساخته..پسری که سرد وخشن و هوسبازه و هیچ دختری نتونسته رامش کنه..
سوگل مجبوره به اون پسر نزدیک بشه و کارهایی که گفتن انجام بده چون جون خودش و تنها دلیل زندگیش تو چنگ اون بانده مخفی اسیره و هیچ راه فراری نداره….

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان انتقام از هوس تو

دانلود رمان هوسگاه

دانلود رمان دلبر کوچک از زهرا پورخانی

بخشی از رمان گرداب :

از صدای بلنده کوبیده شدن در تنم لرزید و کولمو محکمتر تو دستم فشردم..

ماشین رو راه انداخت و من از گوشه ی چشم نگاهش کردم..

ارنج دست چپش رو به شیشه ی ماشین تکیه داده بود و پشت انگشت اشارش رو روی لباش می کشید…

با دست راستش فرمون رو محکم مشت کرده بود و با اخم هایی درهم مـستقیم به جلوش نگاه می کرد و حتی نیم نگاهی هم به من نمینداخت…

هق هقم داشت بلندتر و شدیدتر میشد..ترسم بیشتر شده بود..
خدایا خودت بخیر بگذرون..

مسیری رو توی سکوت سپری کرد و بعد اخم هاشو کمی باز کرد و سرد گفت:
-گریه نکن..کجا برسونمت؟..

چشم هامو محکم روی هم فشردم و تو دلم خدا رو صدا کردم…

نفس عمیقی کشیدم و با صدای لرزون از گریه گفتم:
-من..من همینجاها..پیاده..میشم..

از گوشه ی چشم نگاهی بهم انداخت:
-این موقع شب درست نیست بیرون باشی..بگو خونت کجاس برسونمت…

برگشتم سمتش و خواستم حرف بزنم اما بغضم پر صدا ترکید و سریع جلوی دهنمو گرفتم..

ماشین رو کشید کنار خیابون و ایستاد..فکر کردم میخواد از ماشین بندازتم بیرون..با التماس تو چشماش خیره شدم..

همونطور با اخم و موشکافانه تو چشمام خیره شد و با لحن جدی و تا حدودی خشنی گفت:
-گریه نکن..نکنه از خونه فرار کردی؟..

سرمو پایین انداختم که با لحن ترسناکی گفت:
-جواب بده؟..فرار کردی؟..

ازش ترسیدم و مثل بلبل شروع کردم به حرف زدن:
-ب..بخدا..می..میخواست..بهم..تج..تجاوز..کنه..من مجبور..مجبور شدم..فرار..کنم…

رمان گرداب بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن رمان گرداب در کانال زیر عضو شوید.

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEXs2MozWPc-uWFpBg

4.2/5 - (48 امتیاز)

برچسب ها:++++++++++++++++++++++++++

بازخورد و سوالات(15 دیدگاه)

  1. یاسمن گفت:

    عالی

  2. گیسو گفت:

    واقعا رمان بی نظیر و عالیه الان من درحال خوندنشم مشتاقم ببینم ته این داستان چی میشه

  3. Reyhane گفت:

    عاولیهه جزو بهترین رمانهایی هستش که تا الآن خوندم🤩🧡

  4. Mahya گفت:

    من چرا نمیتونم پارت۱۶۱رو پیدا کنم😔☹️

  5. ساناز گفت:

    لطفا پی دی اف شو بزارین لطفاااااا تورو خداااا
    چرا نمیزارین
    مگه مریضین🙁😂

  6. مونس گفت:

    واقها من عاشق این رمان بودم خیلی قشنگ بود

  7. AR گفت:

    سلام.من تلگرام ندارم
    ممکنه یه کانالم توی روبیکا بزنین
    من قبلا این رمانو از سروش دنبال میکردم ولی کانالش حذف شد ودیگم پیداش نکردم.

  8. sahar گفت:

    واقعا عالی یکی از بهترینااست💋💗🙊

  9. rehaneh گفت:

    میشه پی دی اف رو هم بزارین

  10. معصومه گفت:

    سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه
    رمانتون عالیه بهتر رمانیه که تا الان خوندم
    من تو یه برنامه همیشه پارت هاسو میخوندم الان میخام پی دی افشو دانلود کنم نمیشه میشه بگین چجوری؟

  11. زهرا گفت:

    سلام چرا واردکانال تلگرام‌ نمیشه؟
    pdf کاملشم ک نیس🥺
    من ۹۰۰ پارت خوندم بقیشو میخام😭💔

  12. بهاره گفت:

    ببخشید چطوری میتونم رمان رو دانلود کنم هر کار میکنم دانلود نمیشه

  13. am گفت:

    سلام میخواستم بدونم از پارت ۴۴۹,به بعد رو کجا میتونم بخونم رمان خیلی‌ عالیه و پی دی اف اش هم نتونستم دانلود کنم هرکسی بلده راهنمایی کنه ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.