رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان شیطان مونث

در این مطلب از رمان کافه ، رمان شیطان مونث را اماده کردیم.برای دانلود رمان شیطان مونث به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان شیطان مونث

دانلود رمان شیطان مونث

بخشی از رمان شیطان مونث :

مطمئن بودم باز داره جرو بحث میکنه حالا واسه چی الله اعلم….
ناخواسته دچار استرس شدم…
راهرو رو با قدمهای طولانی همراه علی طی کردم و به سمت قسمت پرستاری رفتم…وقتی دیدمش استرسم بیشتر شد و شکم تبدیل به یقین!

با اون قد و بالای بلندش ایستاده بود رو به روی یه پرستار تپل کوتاه قد و سرش داد میزد که:

-دِ مسئولش تویی دیگ لامصب…چرا اجازه دادین بره بیرون….؟؟

پرستار هم با اخم و ناراحتی میگفت:

-به من چه مربوط آقا….مگه من مسئول رفت و آمد کس و کارای شمام….

یکی دیگه از پرستارا که ظاهرا ،نگاهش افتاد سمت ما ، به ارسلانی که پشت به ما ایستاده بود گفت:

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان ازدواج اجباری

دانلود رمان استاد متجاوز من

-چخبرته آقا…چرا اینجوری سرو صدا راه میندازی! بفرما اومدن…مگه اونا نیستن!؟

قلبم تند تند شروع به تپیدن کرد خصوصا وقتی ارسلان چرخید سمتم و مثل میر غضبها بهم خیره شد….شک نداشتم از اینکه رفتم بیرون اینجوری آتیشی شده….احتمالا فکر کرده بازم فراره کردم….
دست علی رو سفت گرفتم…سرشو بلند کرد و پرسید:

-خاله شوهرت چرا عصبانیه!؟

آب دهنمو با ترس قورت دادمو گفتم:

-علی…

-بله خاله!

درحالی که داشتم لحظه لحظه نزدیک شدن ارسلان رو تماشا میکردم گفتم:

-علی…اگه سر من داد زد…یا حتی کتکم‌زد تو نباید بترسی …باشه !؟

-کی خاله !؟شوهرت!؟ مگه اون تو رو میزنه!

قبل اینکه جوابش رو بدم یا فرصت اینکارو پیدا کنم،ارسلان تو فاصله ی یک قدمیم ایستاد و با اخم ترسناکی بهم زل زد….نفسم تو سینه حبس شده بود….از لای دندونای بهم قفل شده اش پرسید:

-مگه نگفته بودم حق نداری از اینجا بری بیرون!؟

تا لب باز کردم که بگم برای چی و به چه خاطر رفته بودم بیرون دست سنگینش روی طرف چپ صورتم فرود اومد و دردش تا مغز استخونم نفوذ کرد!

بیچاره علی که از ترس دستمو رها کرد و شونه هاش لرزید….منو با نگرانی و ارسلان رو با ترس نگاه کرد…..

صدای پر غضبش دوباره توی گوشهام پیچید:

 

رمان شیطان مونث بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن رمان شیطان مونث در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/romaan1

4/5 ( 25 بازدید )

برچسب ها:++++++++++++++

بازخورد و سوالات(12 دیدگاه)

  1. محدثه گفت:

    با سلام.خب برای اونایی که تلگرام ندارن لطفابزارید تو سایت تا بتونن بخونن.
    با تشکر

  2. نگین گفت:

    سلام محدثه راست میگه برای کسایی که تلگرام ندارن هم بزارین…

  3. راحله گفت:

    لطفا توسایت هم بزارید

  4. رها گفت:

    سلام نویسنده شیطان مونث کیه؟

  5. سارا گفت:

    توووروخودا به دادم برسید تو تلگرام تا پارت۴۰۹خوندم بقیش نیس

  6. هانا گفت:

    میشه بگید آخرش چی ميشه ؟

  7. ریحانه گفت:

    چرا رمانو تو کانال پیدا نمیکنم لطفا راهنمایی کنید😭

  8. Sahar گفت:

    اسم کانال تلگرامی چی بود؟

  9. صبا گفت:

    سلام
    این رمان کامل شده؟

  10. حدیث گفت:

    سلام خواهش میکنم التماس میکنم ایدی تلگرام نویسنده رمان شیطان مونث رو بذارید تو همین سایتتون ممنون میشم
    واقعا خسته شدم میخوام باهاش حرف بزنم رمانو تموم کنه مخم نمیکشه دیگه

  11. مینا گفت:

    بابا ترو خدا این رمان رو تموم کنید خسته شدیم همش منتظریم بفهمیم چی میشه عهه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید