رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان شوهر‌ غیرتی من

در این مطلب از رمان کافه ، رمان شوهر‌ غیرتی من را آماده کردیم.برای دانلود رمان شوهر‌ غیرتی من به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان شوهر‌ غیرتی من

دانلود رمان شوهر‌ غیرتی من

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان رحم اجاره ای

_چند سالته؟!

با ترس و گریه لب زدم:
_چهاده.
نگاه هیزی بهم انداخت و رو کرد به سمت مامان بابا که ایستاده بودن و خوشحال به ما نگاه می‌کردند گفت:
_باکره اس ؟!

_بله آقا!
_عادت ماهیانه شده؟!

_بله.
با شنیدن حرفاشون از خجالت سرم و پایین انداخته بودم که مرد با صدای بلندی گفت:
_دخترت رو میخرم ازت اما به شرطی که هیچوقت دیگه دنبالش نیای فهمیدی ؟!اون همسر ارباب میشه و برای همیشه از این روستا میبریمشون به عمارت داخل شهر ارباب.

_چشم آقا.

با گریه به سمت بابا و مامان برگشتم و داد زدم:
_تو رو خدا نزارید من و ببرند! من و نفروشید من نمیخوام زن ارباب بشم اون یه هوسباز بابا تو رو خدا کار میکنم نزار من و ببرند!

بابا و مامان بیخیال فقط پول هایی رو که گرفته بودند رو داشتند میشموردند و جیغ و داد من هیچ اهمیتی براشون نداشت دلم میخواست فقط یجا بشینم و گریه کنم.

چرا بابام انقدر بی غیرت بود که بخاطر پول داشت من و میفروخت به ارباب هوسباز که شهرتش شهره ی عام و خاص بود.

چرا داشتند من رو بدبخت می‌کردند دلم میخواست تنها یه جا باشم و تا میتونم اشک بریزم و گریه کنم ولی نمیشد!

مرد به سمتم اومد و بازوم و داخل دستهاش گرفت با گریه داد زدم:
_مامان بابا تو رو خدا کمکم کنید..

بابا با عصبانیت داد زد:
_خفه شو دختره ی سلیطه.ببریدش.

با بغض فقط به بابا خیره شده بودم که داشت اینجوری حرف میزد چرا نمیخواست بفهمه من دخترشم چرا! چرا اصلا من و فروخت چرا خواهرم رو فرستاد شهر درس بخونه در عوضش من رو فروخت چرا !

برای عضویت در کانال رمان شوهر غیرتی من روی لینک زیر کلیک کنید.

https://t.me/doktarone_antic

4/5 ( 56 بازدید )

برچسب ها:+++++++++++++

بازخورد و سوالات(2 دیدگاه)

  1. M گفت:

    چرا لینک توی کانال بالا نم اید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید