رمان کافه https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2011/05/icon1.png

دانلود رمان

https://romancafe.ir/wp-content/uploads/2019/02/00-1.gif
انجمن ناول کافه

دانلود رمان دوئل به قلم سارا ترک

در این پست از سایت رمان کافه ، رمان دوئل به قلم سارا ترک را اماده کردیم.برای دانلود رمان دوئل به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان دوئل به قلم سارا ترک

دانلود رمان دوئل به قلم سارا ترک

پارتی از رمان دوئل به قلم سارا ترک:

مردی به درِ اتاقم تکیه داده بود و با حالت بی تفاوتی بهم زل زده بود!
قدرت تکلمم و از دست داده بودم نه از ترس از شُکی که بهم وارد شده بود.

کم کم همه چی یادم اومد … بیمارستان، جلسه و رییس شرکت نوین!
خودش بود.!
چه دل و جرئتی داشت که تا دمِ اتاق خواب یک دختر بیاد و پُرو پُرو بایسته و بهش زل بزنه!

سریع ایستادم و خودمو به ندونستن زدمو پرسیدم:
_ شما؟ به چه اجازه ای وارد اتاقم شدین؟ اصلا با اجازه‌ی کی وارد خونم شدین؟

تکیه اشو از در برداشت و دو قدم اومد نزدیکتر!
همونجور که دستاشو داخل جیب شلوارش می‌برد جواب داد:
– فک کنم یادت رفته خودت در رو باز کردی؟

– من نمی دونستم یه آقای به ظاهرمحترم پشت دره وگرنه باز نمی کردم!

‘ از این به بعد یاد بگیر قبل از هرکاری چشماتو باز کنی!

– نکنه اومدید اینجا تا بهم درس اخلاق بدید؟
کی هستی؟

– فک کنم خودت بهتر منو بشناسی؟ نه؟

– در حال حاضر نمیشناسمت پس لطفا از خونم برو بیرون!

یه قدم نزدیکتر شد
– و اگه نرم؟

– برادران نگهبانی میبرنت!

صدای پوزخندش روی اعصابم خط کشید!
– نمی دونستم انقدر کم حافظه ای که منو یادت نیاد!

داره به من میگه کم حافظه؟ منظورش اینه که خنگم ولی به صورت مودبانه تر رسوند!
کم کم دارم آمپر می چسبونم با عصبانیت بهش گفتم :
_ شرکتی که تو رییسش باشی رو باید دَرِش رو تخته کرد!

دو قدم دیگه جلوتر!
فاصلشو باهام به حداقل رسوند و به چشمام زل زد.

4/5 ( 3 بازدید )

برچسب ها:++++++++++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینستاگرام ناول کافه به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید